1
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انتظامی و مطالعات اجتماعی فراجا
2
استادیار دانشگاه جامع امام حسین (ع)،
چکیده
مدیریت بحران در جهان امروز صرفاً محدود به مهار خسارتهای فیزیکی و زیستمحیطی نیست، بلکه ابعاد اجتماعی، اقتصادی و امنیتی هر سانحه را نیز دربرمیگیرد. در دل هر بحران طبیعی یا انسانساز، یک بحران امنیتی و اجتماعی نهفته است؛ بدین معنا که اگر بحران اولیه بهدرستی مدیریت نشود، میتواند به ناآرامیهای اجتماعی و در نهایت به تهدیدی امنیتی تبدیل شود. حادثه آتشسوزی گسترده بندر شهید رجایی در ششم اردیبهشت ۱۴۰۴ از جمله رخدادهای کمسابقهای است که آثار فیزیکی، سازمانی و اجتماعی عمیقی بر جای گذاشت و ضرورت بازنگری در نظام جامع مدیریت بحران کشور را آشکار ساخت. هدف پژوهش حاضر، تحلیل نظاممند مدیریت بحران این حادثه با تأکید بر نقش مدیریت دانش در کارآمدی سامانه فرماندهی و کنترل و پیشگیری از تشدید پیامدهای اجتماعی–امنیتی است. پژوهش با رویکردی کیفی و با استفاده از راهبرد مطالعه موردی انجام شده و روششناسی آن بر اساس مدل پیازپژوهش ساندرز طراحی شده است. دادهها از طریق تحلیل اسناد رسمی، گزارشهای دستگاههای اجرایی (از جمله سازمان مدیریت بحران کشور، سازمان بنادر و دریانوردی، شرکتهای بیمه و هلال احمر)، منابع علمی معتبر دادهها و منابع ثانویه گردآوری و با استفاده از تحلیل محتوای کیفی بررسی شدهاند. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که مدیریت دانش، حلقه پیشران کارآمدی سامانه فرماندهی و کنترل در مهار پیامدهای اجتماعی–امنیتی بحران محسوب میشود. نتایج پژوهش نشان میدهد که با تقویت نظامهای تولید، اشتراک و بهکارگیری دانش، میتوان عملکرد سامانه فرماندهی و کنترل را بهصورت نظاممند ارتقا داد و در نتیجه، پیامدهای اجتماعی و امنیتی بحران را بهطور مؤثر مدیریت کرد.