<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مدیریت بحران‌های اجتماعی</title>
    <link>https://cmj.ihu.ac.ir/</link>
    <description>مدیریت بحران‌های اجتماعی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>نقش و تأثیر سلبریتی ها در مدیریت بحران زلزله سال ۱۳۹۶ کرمانشاه</title>
      <link>https://cmj.ihu.ac.ir/article_210769.html</link>
      <description>زلزله ۲۱ آبان ۱۳۹۶ کرمانشاه یکی از گسترده‌ترین و پرتلفات‌ترین بحران‌های طبیعی ایران در دهه‌های اخیر بود که مدیریت رسمی آن با محدودیت‌ها و چالش‌های متعددی روبه‌رو شد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش و تأثیر سلبریتی‌ها در مدیریت این بحران، از روش تحلیل گفتمان انتقادی سه‌بعدی نورمن فرکلاف استفاده کرده و پیام‌ها، پست‌ها، مصاحبه‌ها و فعالیت‌های رسانه‌ای و میدانی سلبریتی‌ها را تحلیل کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهد سلبریتی‌ها با بهره‌گیری از سرمایه اجتماعی و شبکه‌های رسانه‌ای، توانستند آگاهی عمومی را افزایش دهند، مشارکت اجتماعی و جمع‌آوری کمک‌های نقدی و غیرنقدی را تسهیل کنند و پیامدهای روانی و اجتماعی بحران را کاهش دهند. پیام‌ها و کنش‌های آنان در سطوح اطلاع‌رسانی، جمع‌آوری کمک و حضور میدانی، ضمن تقویت همبستگی اجتماعی، گفتمان بحران را شکل داد و حتی بر پاسخ‌دهی نهادهای رسمی تأثیرگذار بود. با این حال، نبود چارچوب‌های نظارتی، فعالیت‌های پراکنده و گاه نمادین، چالش‌هایی نظیر کاهش شفافیت و تداخل با برنامه‌های رسمی ایجاد کرد. بر اساس یافته‌ها، تقویت نقش سلبریتی‌ها در مدیریت بحران نیازمند تدوین دستورالعمل‌ها، آموزش تخصصی، ایجاد سازوکار همکاری با نهادهای رسمی و ثبت تجارب پیشین است. این مطالعه نشان می‌دهد که سلبریتی‌ها می‌توانند به‌عنوان بازیگران مؤثر اجتماعی و ارتباطی، مکمل ظرفیت‌های رسمی مدیریت بحران باشند و نقش کلیدی در بهبود پاسخ جامعه به حوادث طبیعی ایفا کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نظام‌مند مدیریت بحران اثربخش در کاهش پیامدهای اجتماعی–امنیتی بحران با تأکید بر مدیریت دانش (مطالعه موردی: حادثه آتش‌سوزی بندر شهید رجایی)</title>
      <link>https://cmj.ihu.ac.ir/article_210770.html</link>
      <description>مدیریت بحران در جهان امروز صرفاً محدود به مهار خسارت‌های فیزیکی و زیست‌محیطی نیست، بلکه ابعاد اجتماعی، اقتصادی و امنیتی هر سانحه را نیز دربرمی‌گیرد. در دل هر بحران طبیعی یا انسان‌ساز، یک بحران امنیتی و اجتماعی نهفته است؛ بدین معنا که اگر بحران اولیه به‌درستی مدیریت نشود، می‌تواند به ناآرامی‌های اجتماعی و در نهایت به تهدیدی امنیتی تبدیل شود. حادثه آتش‌سوزی گسترده بندر شهید رجایی در ششم اردیبهشت ۱۴۰۴ از جمله رخدادهای کم‌سابقه‌ای است که آثار فیزیکی، سازمانی و اجتماعی عمیقی بر جای گذاشت و ضرورت بازنگری در نظام جامع مدیریت بحران کشور را آشکار ساخت. هدف پژوهش حاضر، تحلیل نظام‌مند مدیریت بحران این حادثه با تأکید بر نقش مدیریت دانش در کارآمدی سامانه فرماندهی و کنترل و پیشگیری از تشدید پیامدهای اجتماعی&amp;amp;ndash;امنیتی است. پژوهش با رویکردی کیفی و با استفاده از راهبرد مطالعه موردی انجام شده و روش‌شناسی آن بر اساس مدل پیازپژوهش ساندرز طراحی شده است. داده‌ها از طریق تحلیل اسناد رسمی، گزارش‌های دستگاه‌های اجرایی (از جمله سازمان مدیریت بحران کشور، سازمان بنادر و دریانوردی، شرکت‌های بیمه و هلال احمر)، منابع علمی معتبر داده‌ها و منابع ثانویه گردآوری و با استفاده از تحلیل محتوای کیفی بررسی شده‌اند.یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که مدیریت دانش، حلقه پیشران کارآمدی سامانه فرماندهی و کنترل در مهار پیامدهای اجتماعی&amp;amp;ndash;امنیتی بحران محسوب می‌شود. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که با تقویت نظام‌های تولید، اشتراک و به‌کارگیری دانش، می‌توان عملکرد سامانه فرماندهی و کنترل را به‌صورت نظام‌مند ارتقا داد و در نتیجه، پیامدهای اجتماعی و امنیتی بحران را به‌طور مؤثر مدیریت کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدیریت بحران‌های اجتماعی ناشی از ریسک‌های زیست‌محیطی خطوط انتقال گاز: ارائه مدلی برای ارتقای تاب‌آوری اجتماعی</title>
      <link>https://cmj.ihu.ac.ir/article_210771.html</link>
      <description>خطوط انتقال گاز به عنوان زیرساخت‌های حیاتی، ریسک‌های زیست‌محیطی بالایی دارند که می‌توانند منجر به بحران‌های اجتماعی مانند آلودگی منابع آب، آسیب به جوامع محلی و کاهش تاب‌آوری اجتماعی شوند. این مطالعه با هدف ارائه مدلی نوین برای مدیریت بحران‌های اجتماعی ناشی از ریسک‌های زیست‌محیطی خطوط انتقال گاز، بر اساس تلفیق روش‌های ارزیابی ریسک و مدیریت بحران انجام شده است. روش تحقیق مبتنی بر مرور نظام‌مند منابع، تحلیل انتقادی مدل‌های موجود و کاربرد عملی در مطالعه موردی یک خط لوله گاز است. مدل پیشنهادی چرخه‌ای سه‌مرحله‌ای (شناسایی خطرات، ارزیابی و کمی‌سازی ریسک، و اقدامات کنترلی برای ارتقای تاب‌آوری) است که جوامع محلی را در فرآیند تصمیم‌گیری درگیر می‌کند. نتایج نشان داد که در طول مسیر خط لوله، سطوح ریسک متوسط (69.8 درصد)، زیاد (18.9 درصد) و خیلی زیاد (11.3 درصد) وجود دارد، با تمرکز بر ریسک‌های ناشی از نشت و ترکیدگی که می‌توانند بحران‌های اجتماعی مانند آتش‌سوزی، آلودگی و تعارضات محلی ایجاد کنند. مطالعه موردی حاکی از آن است که اجرای این مدل می‌تواند کیفیت داده‌ها را بهبود بخشد، اعتماد اجتماعی را افزایش دهد و تاب‌آوری جوامع در برابر بحران‌های زیست‌محیطی را ارتقا دهد. بنابراین، این مدل می‌تواند چارچوبی مرجع برای سیاست‌گذاران در مدیریت بحران‌های اجتماعی مرتبط با زیرساخت‌های انرژی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش معنویت خداسو در پایداری یا فروریزش گرایش به دین در پسا بحران ، براساس آیات قرآن کریم</title>
      <link>https://cmj.ihu.ac.ir/article_210772.html</link>
      <description>از دیرباز چگونگی مواجهه افراد با مشکلات در بحران‌ها از موضوعات مورد علاقه روان‌شناسان بوده است. در این میان، معنویت مذهبی، غالبا منبع نیروی مهمی هنگام مواجهه فرد با بحران است. از منظر اسلام، خدا، محور معنویت است. این تحقیق با هدف بررسی نقش معنویت بامحوریت خداوند، در پایداری یا فروریزش گرایش به دین در پسا بحران بر اساس آیات قرآن با روش کیفی تحلیل محتوای دینی (فهم پیشرفتۀ متن) انجام پذیرفت. یافته‌ها حاکیست تفاوت افراد در کیفیت باورهای اعتقادی‌شان و میزان معنویت خداسوی آنان در پیشا بحران، در نگرش آنان به دین در دوره بحران و هم چنین پایداری یا فروریزش آن در پسا بحران، تاثیرگذار است. افراد قبل از مواجهه با بحران دو دسته‌اند؛ افرادی که قبل از بحران، دارای معنویت خداسو بودند، پس از مواجهه با بحران، طبق همان گرایش اولیه خود و با تقویت بیشتر پیش خواهند رفت. اما افرادی که تا قبل از بحران، معنویتی خداسو نداشتند در مواجهه با بحران، با هدف بیرون رفت از بحران، به دین و معنویت گرایش پیدا می‌کنند اما پس از بیرون رفت از آن، گرایش خود را نیز از دست خواهند داد. با بررسی آیات نمونه این پژوهش، شرک، ناشکری، کفر، تسلط شیطان، اسراف، عدم امید به آخرت، پیمان‌شکنی، خودخواهی و تکبر ، مکر و نیرنگ از عوامل فروریزش گرایش به خدا در پسا بحران می‌باشد. در مقابل عبودیت، آخرت‌باوری، صبر، قدردانی، عمل صالح، اعتقاد به رحمانیت خداوند، تذکر و دقت در نعمت‌های الهی و اسناد رهایی از بحران به خداوند عوامل ثبات در پسا بحران هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ناآرامی‌های سال ۱۴۰۱ تهران براساس نظریۀ هانتینگتون و مقایسۀ آن با دیدگاه‌های امام خامنه‌ای</title>
      <link>https://cmj.ihu.ac.ir/article_210773.html</link>
      <description>ناآرامی‌های سال ۱۴۰۱ در تهران و دیگر شهرهای ایران از مهم‌ترین رویدادهای اجتماعی و سیاسی دوران معاصر جمهوری اسلامی به‌شمار می‌آیند و بررسی آن‌ها مستلزم رویکردی چندلایه و تحلیلی دقیق از منظر نظریه‌های معتبر است. این مقالۀ پژوهشی می‌کوشد این ناآرامی‌ها را در پرتو دو چارچوب نظری متفاوت &amp;amp;ndash; نظریۀ سیاسی ساموئل هانتینگتون درباره تباهی سیاسی و نهادمندی، و دیدگاه‌های امام خامنه‌ای دربارۀ ساختار ولایت فقیه، نقش دین و الگوی نهادمندی دینی &amp;amp;ndash; مورد تحلیل تطبیقی قرار دهد. نظریۀ هانتینگتون بر شکاف میان سرعت نوسازی اجتماعی و ظرفیت نهادهای سیاسی برای مدیریت مطالبات نوظهور تأکید می‌کند؛ در مقابل، دیدگاه امام خامنه‌ای بر اهمیت ایدئولوژی اسلامی، انسجام ساختار دینی، و کارکرد ولایت فقیه به‌عنوان رکن حفظ ثبات، مشروعیت و تداوم نظم سیاسی تمرکز دارد. ارزیابی همزمان این دو رویکرد نشان می‌دهد که هر یک ابعاد مستقلی از علل، زمینه‌ها و پیامدهای ناآرامی‌های ۱۴۰۱ را روشن می‌سازند و ترکیب آن‌ها می‌تواند تصویری جامع‌تر، دقیق‌تر و چندبعدی‌تر از وضعیت اجتماعی-سیاسی امروز ایران ارائه دهد؛ تصویری که درک روندهای تحول، چالش‌ها و ظرفیت‌های نظام سیاسی را نیز تسهیل می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های قدرت و اقتدار نظامی جمهوری اسلامی ایران در مدیریت بحرانهای غرب آسیا از دیدگاه فرماندهان ارشد آجا در استان کرمان</title>
      <link>https://cmj.ihu.ac.ir/article_204725.html</link>
      <description>هدف پژوهش، شناسایی و اولویت&amp;amp;shy;بندی مؤلفه&amp;amp;shy;های قدرت و اقتدار نظامی جمهوری اسلامی ایران در مدیریت بحرانهای غرب آسیا از دیدگاه فرماندهان ارشد آجا در استان کرمان است. تحقیق از حیث هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، فرماندهان ارشد آجا در استان کرمان که تعداد آنها 15 نفر است. در این پژوهش تمام جامعه آماری مورد بررسی قرار گرفته است. ابزار جمع&amp;amp;shy;آوری اطلاعات پرسشنامه مقایسات زوجی است. به&amp;amp;shy;منظور اولویت&amp;amp;shy;بندی مؤلفه&amp;amp;shy;های قدرت و اقتدار نظامی، از آزمون علامت ـ یکی از آزمون&amp;amp;shy;های فرضیه ناپارامتریک ـ استفاده شد. در مرحلۀ بعد براساس شاخص&amp;amp;shy;های شناسایی&amp;amp;shy;شده و به کمک پرسشنامه تحلیل سلسله مراتبی (AHP) عوامل مؤثر بر ارزش&amp;amp;shy;گذاری اولویت&amp;amp;shy;بندی شد. برای پردازش داده&amp;amp;shy;ها و بررسی فرضیه&amp;amp;shy;ها از نرم&amp;amp;shy;افزار آماری SPSS&amp;amp;nbsp; استفاده شده است. در این پژوهش به&amp;amp;shy;منظور وزن‌دهی و اولویت&amp;amp;shy;بندی عوامل مؤثر شناسایی‌شده، از نرم‌افزار Expert Choice استفاده شد. بررسی نتایج نشان می&amp;amp;shy;دهد هفت مؤلفه مورد نظر بر قدرت و اقتدار نظامی جمهوری اسلامی ایران در مدیریت بحران&amp;amp;shy;های غرب آسیا تأثیر دارد و بهبود این مؤلفه&amp;amp;shy;ها موجب افزایش اقتدار و قدرت نظامی جمهوری اسلامی ایران می&amp;amp;shy;شود. مهمترین مؤلفه، نیروی انسانی متخصص و با ایمان است که دارای وزن کلی 124/.، و مهمترین معیار نظام فرماندهی مقتدر است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
