نویسنده مسئول: دکتری مدیریت راهبردی فرهنگی، دانشگاه عالی دفاع ملی، تهران، ایران
چکیده
هدف این پژوهش باهدف تدوین الگوی راهبردی مدیریت بحرانهای اجتماعی مبتنی بر مشارکت نهادهای مردمی در ایران انجام شد. روش: پژوهش با استفاده از رویکرد کیفی داده بنیاد و مدل پارادایمی استراوس و کوریین انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته با ۲۰ نفر از خبرگان (اساتید دانشگاهی، مدیران سازمانهای مردمنهاد ، فعالان محلی، و سیاستگذاران) و تحلیل اسناد جمعآوری شدند. تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری، و انتخابی انجام شد. یافتهها: یافتهها نشان داد که مشارکت نهادهای مردمی بهعنوان مقوله محوری، تحت تأثیر عوامل علّی (اعتماد اجتماعی، ظرفیتسازی، انگیزه مشارکت)، شرایط زمینهای (تنوع فرهنگی، زیرساختهای اجتماعی، سیاستهای عمومی)، و عوامل مداخلهگر (تهدیدات رسانهای، محدودیتهای مالی، موانع قانونی) قرار دارد. راهبردهای پیشنهادی شامل توسعه شبکههای همکاری، آموزش، و تقویت اعتماد عمومی است که به پیامدهایی مانند تابآوری اجتماعی، پیشگیری از بحران، و بازآفرینی اجتماعی منجر میشوند. نتایج: مدل پیشنهادی، چارچوبی عملیاتی برای پیشبینی، پیشگیری، و مدیریت بحرانهای اجتماعی ارائه میدهد. پیشنهادها شامل تقویت اعتماد اجتماعی، ظرفیتسازی نهادها، توسعه شبکههای همکاری، و مقابله با تهدیدات رسانهای است. این مدل میتواند به سیاستگذاران و مدیران در تقویت انسجام اجتماعی و کاهش آسیبپذیری کمک کند.