در شرایط پیچیده و بحرانی، مدیران باید در فضایی مملو از عدم قطعیت، اطلاعات ناقص، فشار زمانی و محدودیت منابع، تصمیمهای حیاتی اتخاذ کنند. این وضعیت با چالشهایی مانند ارزیابی سریع گزینهها، پیشبینی پیامدها و مدیریت ریسک همراه است، که نیازمند رویکردهای تحلیلی و تصمیمگیری هوشمند است. هدف این پژوهش طراحی یک الگوی راهبردی برای کاربرد هوش مصنوعی در مدیریت راهبردی بحرانهای اجتماعی در شرایط عدم قطعیت است. این تحقیق از نوع کیفی و با رویکردی استقرایی انجام شده است. جامعه آماری شامل منابع علمی معتبر در حوزههای مدیریت بحران اجتماعی و هوش مصنوعی و همچنین خبرگان در این زمینه بوده است. برای انتخاب نمونه از روش نمونهگیری هدفمند استفاده شد و ابزار اصلی جمعآوری دادهها مصاحبه نیمهساختیافته با متخصصان بود. دادهها از طریق تحلیل مضمون با نرمافزار مربوطه تحلیل شدند. اعتبار و روایی تحقیق با استفاده از بازبینی تخصصی و تطبیق نتایج حاصل از مصاحبهها ارزیابی شد و پایایی آن از طریق تکنیک کدگذاری دوباره توسط دو تحلیلگر مستقل بررسی گردید. یافتهها نشان دادند که هوش مصنوعی در تمامی مراحل مدیریت بحران اجتماعی، از پیشبینی بحرانها تا تخصیص منابع، نقش مؤثری ایفا میکند. همچنین دادههای بلادرنگ و شبیهسازی بحرانها با استفاده از الگوریتمهای هوش مصنوعی به افزایش کارایی تصمیمگیری کمک میکند. در نهایت، الگوی راهبردی ارائه گردید که شامل جمعآوری و تحلیل دادههای بلادرنگ، پیشبینی سناریوها، شبیهسازی پیامدها و بهینهسازی تخصیص منابع است. نتیجهگیری پژوهش نشان میدهد که این الگو میتواند به کاهش زمان واکنش و افزایش تابآوری سازمانها در بحرانهای اجتماعی کمک کند.